سالها دل طلب جام جم از ما میکردوآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکردگوهری کز صدف کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگان لب دریا میکردمشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکاو، به تأیید نظر حل معمّا میکرددیدمش خرّم و خندان قدح باده به دستو اندر آن آینه، صد گونه تماشا میکردگفتم این جام جهانبین به تو کی داد حکیم؟گفت آن روز که این گنبد مینا میکردبیدلی در همه احوال خدا با او بوداو نمیدیدش و از دور خدایا میکرداین همه شعبده خویش که میکرد این جاسامری پیش عصا و ید بیضا میکردگفت آن یار کز او گشت سر دار بلندجرمش این بود که اسرار هویدا میکردفیض روح القدس ار باز مدد فرمایددیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکردگفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست؟گفت حافظ گلهای از دل شیدا میکردحضرت حافظ + نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 9:14 توسط بانوی عشق | ۴۳۰...
ما را در سایت ۴۳۰ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 6:37